ساختمان پوست

 در دسته بندی نشده

ساختمان پوست

پوست انسان وسیعترین عضو بدن به شمار می رود و بیش از ده درصد وزن بدن را تشکیل میدهد و توانائی رویارویی با محیط اطراف را به بدن می بخشد. ضخامت پوست بین 1 تا 4 میلی متر است که در نقاط مختلف بدن متفاوت است. اپیدرم معموال نازک است و در پوست پلک نازکتر از جاهای دیگر می باشد و تقریبا 1.0 میلی متر ضخامت دارد. در مناطقی چون کف دست و پا این الیه ضخیم تر و حدود 1 میلی متر است. درم حدود 20 برابر ضخیم تر از اپیدرم است و در ناحیه پشت تقریبا 4 -3 میلی متر ضخامت دارد. الیه زیر پوست نیز دارای ضخامت های متفاوت است و در قسمت ران و شکم ضخیم تر و در ناحیه صورت کم ضخامت تر است
پوست سبب محافظت بدن در برابر آسیب های مکانیکی، سایش و فشار می شود. الیه خاجی پوست از کراتین فشرده است که در برابر سموم شیمیایی و اسیدها مقاومت می کند و همچنین در برابر اثرات اشعه ماورای بنفش خورشید و عوامل عفونت زا مثل باکتریها و قارچ ها از خود مقاومت نشان می دهد. عمل مهم دیگر پوست ممانعت از هدر رفتن آب بدن است. همچنین الیه درم حاوی رشته های عصبی است که حس هایی چون لمس، فشار، درد و حرارت را منتقل می کند. تنظیم حرارت بدن یکی از نقش های دیگر پوست است. با تبخیر آب از سطح پوست و تعریق، دمای بدن کاهش می یابد و همچنین تغییر در میزان جریان خون داخل پوست باعث تغییر دمای بدن می گردد. تولید ویتامین D در پوست با قرار گرفتن در برابر نور خورشید صورت می گیرد. این ویتامین برای تنظیم مقدار کلسیم و رشد استخوانی ضروری است همچنین پوست از طریق رنگ، قوام و بوی خود، پیام ها ی اجتماعی، هیجانی و جنسی را منتقل می کند

پوست ازسه الیه تشکیل شده است که شامل اپی درم ، درم و هیپودرم می باشد. ضمایم متعددی نیز در پوست وجود دارد که عبارتند از فولیکول های مو، غدد عرق، غدد چربی و ناخن ها
اپی درم: این الیه تقریبا از 15 تا 20 طبقه سلولی که به صورت فشرده روی هم قرار گرفته اند تشکیل شده است. اکثر این سلول ها یا کراتینوسیت و یا سلول های سنگفرشی هستند و هر کدام چند هزارم میلیمتر اندازه دارند. تحتانی ترین الیه سلولی الیه بازال یا پایه ای نام دارد. در این الیه است که سلول های تازه اپیدرم ساخته می شوند . در این طبقه، سلولـها از طریق تقسیم میتـوزی ، تکثیر می یابند . هر سلول ، با حفظ سلول والد توانایی تولید یک سلول جدید را نیز دارا می باشد . سلول جوانتـر در جای خـود باقی مانده و سلول پیـرتر از الیـه های اپیدرم رد شده و به سطح می رسد . این سلولها ضمن حرکت خود به سطوح باالتر با ماده ای به نام کراتین پرمی شوند و آب و چربی خود را از دست می دهند . فسفولیپید موجود در آنها به گلیکـو لیپید ، کلستـرول و سرامیدها تبدیل می شود . در پایان حرکت به صورت الیه ای از س لولها ی مرده روی سطح پوست قرار می گیرند . این طبقه حاوی سلول ای مرده را طبقه شاخی می گویند. تبدیل سلول های اپی تلیال زنده به سلول های شاخی، کراتینیزاسیون نامیده می شود. کراتینیزاسیون نه تنها شامل تبدیل پروتئین های سیتوپالسمی به الیاف کراتین است بلکه متالشی شدن کامل سلول های کراتینیزه از جمله سیتوپالسم و هسته آنها را نیز شامل می شود. طبقه شاخی از الیه های طبقه طبقه سلول های مرده کراتینه شده تشکیل گردیده و دائما در حال جدا شدن و ریختن می باشد. هرسلول طبقه شاخی از 70 درصد کراتین غیر محلول و 20 درصد لیپید که به صورت چسب سلولی است، تشکیل شده است. عمده چربی های بین سلولی طبقه شاخی، سرآمیدها، کلسترول و اسیدهای چرب می باشند و به مقادیر کمتر ترکیباتی مانند کلستریل سولفات، استرهای کلسترول، مومها، تری گلیسریدها، اسکوالن، آلکانهای نرمال و فسفولیپیدها در طبقه شاخی وجود دارند. چربیهای طبقه شاخی، به طور عمده در فضای بین سلولی تمرکز یافته اند. به عالوه، پروتئین و آنزیم نیز در فضای بین سلولی وجود دارند . به نظر می رسد مهمترین وظیفه اپی درم ایجاد طبقه شاخی باشد، چرا که خصوصیات سدی پوست عمدتا در طبقه شاخی نهفته است و جز درموارد خاص از بین الیه های اپی درم ، طبقه شاخی سد اصلی در مقابل داروها و عوامل شیمیایی است. در الیه اپیدرم یک عامل مرطوب کننده طبیعی به نام NMF وجود دارد . تماس طوالنی مدت با مواد پاک کننـده قوی و تغییر شرایط آب و هوایی می تواند به کاهش میزان NMF منجر شده و پوست را شکننده و خشک کند . سرامیدها یک نقش حیاتی در قابلیت نگهداری رطوبت توسط پوست بازی میکنند که این مسئله می تواند در سنین کهولت و نیز در مقابل تابش مستقیم خورشید ، ساختمان پوست را محافظت نماید
طول مدت حیات از سلول بازال تا آخرین سلول زنده 40 تا 56 روز است، الیه شاخی نیز در عرض 10 تا 16 روز می ریزد. بنابراین طول عمر کلی این الیه ها 40 تا 72 روز می باشد
علاوه بر کراتینوسیت ها سلول های دیگری در اپیدرم وجود دارند. از جمله سلول های النگرهانس که در سیستم ایمنی بدن نقش داشته و سلول های مالنوسیت که رنگدانه های پوست موسوم به مالنین را تولید می کنند. مالنین تولید شده به داخل کراتینوسیت ها رانده می شود. اختالف رنگ پوست در افراد مختلف و نژادهای گوناگون بیشتر به خاطر مقادیر متفاوت مالنین در پوست آنهاست. نور خورشید باعث تحریک پوست برای تولید مالنین می شود
درم: الیه میانی پوست می باشد که از بافت پیوندی )رشته های کالژن و االستین(، عناصر سلولی و ماده زمینه ای یا ماتریکس بین سلولی تشکیل شده است. عروق خونی و لنفاوی، رشته های عصبی و ضمایم جلدی )فولیکول ها و غدد سباسه و غدد عرق( هم در درم قرار دارند.
سلول های اصلی درم شامل فیبروبالست ها هستند که رشته های کالژن و ماده بین سلولی را تولید می کنند. سایر سلول های درم شامل لکوسیت ها هستند که مسئول دفاع بر علیه عفونت ها می باشند
کلاژن و االستین پروتئین هایی به صورت فیبر می باشند که قدرت و خاصیت ارتجاعی پوست را سبب می شوند. در صورت اسیب دیدن این رشته ها مثال در سنین پیری یا تماس زیاد با آفتاب پوست شل شده و خاصیت ارتجاعی آن کم می شود و نازک و چروکیده می گردد
غدد سبابه به فولیکول مو اتصال دارند و ترشحات آنها از راه مجرای باریکی به داخل فولیکول می ریزد. این غدد ماده ای چرب به نام سبوم ترشح می کنند که به سطح پوست رسیده و آن را با یک الیه روغنی می پوشاند
درم الیه ای پر اهمیت برای پوست است و وظرایف زیر را دارد
– اپیدرم را به کمک شبکه وسیع وظریف مویرگها ی خونی خود ، تغذیه می کند
– به کمک شبکه محکمی از کالژن و رشته های پروتئینی االستین، سبب استحکام بافت پوست می شود

– خاصیت ارتجاعی و کشسانی پوست را تامین می کند

– به عنوان یک منبع دخیره آب عمل می کند

– پوست را در مقابل آسبهای مکانیکی محافظت می کند

– نقش مهمی به عنوان یک گیرنده حسی ویک تنظیم کننده داخلی بازی می کند. هیپودرم: یا بافت چربی زیر جلدی، عمقی ترین الیه پوست است که به عنوان منبعی برای تشکیل و ذخیره چربی و محلی برای متابولیسم فعال لیپیدها عمل کرده و الیه های فوقانی خود را حمایت می کند. تفاوت ساختمان پوست مردان و زنان بدن انسانها عموما شباهت زیادی بهم داشته و تنها در موارد جزئی با هم متفاوت می باشد .پوست نیز از این مقوله مستثنی نمی باشد . جنسیت، مهمترین عامل ایجاد تفاوت در پوست است

– ترشحات غدد جنسی مردانه ، بر ضخامت پوست و استحکام الیه های درم می افزاید

– پوست مردان پر موتر و زبرتر از پوست زنان است

– غدد عرق ریز مردان بیشتر از زنان است

– مالنین بیشتری در سلولهای پوست مردان وجود دارد که به همین دلیل ، پوست مردان غالبا تیره تر از پوست زنان است

– پوست مردان به علت تولید بیشتر مواد مترشحه غدد چربی ، چربتر است

– مواد شیمیایی مترشحه از غدد زنانه ، پوست را صافتر و لطیفتر می کند

– موی بدن زنان کمتر ونازکتر از مردان است اما موی سرشان از نظر طول قابلیت رشد بیشتری دارد

– مردان به نسبت زنان ریزش موی بیشتری دارند. در سنین کهولت ، قسمتهایی از موی مردان کم پشت شده و بقیه به سفید یا خاکستری می گراید.

مو

در تمام نقاط پوست بدن غیر از کف دست و پا بخش قرمز رنگ لب ها پوست روی بند انگشتان و قسمت هایی از اندام تناسلی موها وجود دارند. مو از یک مجرای طولی در درون پوست به نام فولیکول خارج رشد می کند
قسمت طولی مو که از درم رشد کرده و از سطح پوست خارج می شود تنه مو نامیده می شود. در انتهای تحتانی فولیکول برجستگی وجود دارد که سلول های ریشه مو در آن قرار دارد. این سلول ها قابلیت زیادی برای تقسیم دارند. با تقسیم شدن این ها سلول های تازه تشکیل شده به صورت عمودی قرار گرفته و به طرف باال حرکت می کنند و بدین ترتیب مو بلند می شود. با حرکت این سلول ها به طرف باال مانند آنچه در مورد پوست اتفاق می افتد این سلول ها نیز می میرند و بنابراین قسمت باالیی مو که از سطح پوست بیرون آمده است متشکل از سلول های کراتینی مرده است. ماده اصلی این قسمت به نام کراتین سخت موسوم است که ترکیب شیمیایی آن با کراتین الیه شاخی پوست تفاوت دارد. عضالت ظریفی به مو اتصال دارند که انقباض آنها سبب سیخ شدن موها می گردد.

غدد عرق اکرین

اینها به صورت لوله های طویلی هستند که قاعده آنها کالف در هم پیچیده ای است که در قسمت زیرین درم قرار دارد. این لوله ها اپیدرم رسیده و به صورت سوراخ کوچک عرق در سطح پوست خاتمه می یابند. دو تا سه میلیون غدد عرق که به صورت غیر یکنواخت توزیع شده اند در بدن وجود دارد. در ناحیه ی صورت و کف دست و پا این غدد بیشترند. کار اصلی غدد عرق تنظیم حرارت بدن است. تبخیر عرق از سطح پوست باعث خنک شدن پوست می گردد. معموال عرق تولید شده به وسیله غدد اکرین فاقد بواست. غدد عرق آپوکرین این غدد بزرگتر و درهم پیچیده تر از غدد اکرین بوده و عمدتاً در فرورفتگی های بازو، نواحی تناسلی و اطراف نوک پستان وجود دارند. در مجرای خارجی گوش و پلک ها نیز غدد مشابهی وجود دارد. این غدد طی دوران بزرگسالی شروع به ترشح می کنند. در انسان عملکرد فیزیولوژیک بخصوصی برای اینها شناخته نشده است ولی در سایر پستانداران ترشح غدد آپوکرین دارای بوی مخصوصی است که ایجاد جاذبه جنسی می کند. ترشحات این غده تا حدودی غلیظ است و بوی نامطبوع دارد. البته در موقع تولید این ترشحات بدون بو هستند ولی با تغییر ترکیبات آنها توسط باکتری ها بوی نامطبوع آنها ایجاد می گردد.

تالیف: دکتر مرتضی شفقی خالکی

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 1 میانگین: 5]